۱۳۹۱ مهر ۳۰, یکشنبه

آهای پدران و مادرانی که می گذارید فرزندانتان « راهیان گور » شوند ... !

کاریکاتوری از روزنامه ی شرق که به خاطر آن این روزنامه توقیف شد.

نور به قبرش ببارید سعیدی سیرجانی را
که خوب شناخت این قوم را ،آن گه که ربودند خیزش مردم را ،مدهوش ساختند این مردم را و بسیار کشتند جوانان این مردم را
برای او تنها نیم دهه را بس بود تا به خاطر بیاورد آن افسانه ی هولناک کهن را ،و در اندیشه اش ناگه مشعلی برافروزد که آه ... آن گاه که فریدون آن ضحاک پدرکش دیو سیرت را در البرز کوه به بند کشید تا بمیرد ،او بمرد اما روحش نمرد و ابلیس بیافت قومی سست نهاد و دین فروش را که هرچه خواهند بکنند و در نزد آنان نباشد هیچ میزانی از برای انصاف و راستی و هرچه کنند نام دین خدا بر آن نهند تا بسته نگه دارند کام مردمان را و آن گه دمید روح ضحاکی را به اندیشه اشان تا امروز برخیزد از دل تاریخ نه ضحاک که ضحاکان ،تا تمام کنند ستم را بر مردمان این سرزمین.
چه نیکو این اندیشمند حکیم ،فاش ساخت پندار و رفتار و گفتار دولتمردان جمهوری اسلامی را از دل افسانه ی  « ضحاک ماردوش ». و چه رسا فریاد برآورد که ای مردمان ایران زمین اینان که امروز حکم می نهند بر گرده ی شما ،راه و رسمی آشنا دارند. راه و رسم « جوان کشی » ،چه در سیه چال باشند چه در بند اهریمن جنگی هشت ساله. اینان زنده اند به خوردن مغز فرزندان شما.
برای سعیدی سیرجانی نیم دهه را بس بود تا به دست آورد این آگهی سترگ را ،آیا برای ما سه دهه کافی نیست که دریابیم « جنگ نعمتی است عظیم از برای این قوم »؟ آیا سه دهه برای ما بس نیست تا بدانیم مردان جمهوری اسلامی زنده اند به روشن نگه داشتن تنور سوزان جنگ ،حتی اگر جنگی نباشد ؟ 
آیا وقتش نرسیده که شما پدران و مادران این سرزمین دریابید ،آن هنگام که فرزندانتان را می سپارید تا ببرند به زیارت خاکستر آن جنگ خانمان سوز ،جوانان شما می شوند به مثابه ی هیزم هایی از برای جنگ های بعدی. تا بسوزند و روشن نگاه دارند تنور جگرسوز جمهوری اسلامی را. آهای پدران و مادرانی که فرزندانتان به سلامت بازگشتند از سفر « راهیان نور » و چونان سایر هم سالانشان در هم نشکست تن نحیفشان ،بدانید که آنان قربانیان پسین این آتشند.
و بدانید آن هنگام که گذاشتید که فرزندانتان « راهیان گور » شوند ،خون آن ها بر دستان شماست...

زنده باد پهلوان شعبان جعفری که با نوچه هایش مملکت را از دست دکتر مصدق نجات داد!



 عزیزان نازنین پهلوی پرست
شما کاملا درست می فرمایید و زمان شاه نه چماقداری بود و نه لمپنی و نه زور و ستمی....
من فقط چند تایی از این لات و لمپن های چماقدار رو اینجا می ذارم خودتون ببینید و بعد دیگه بهانه ای نباشه واسه اینکه بگید این رژیم حزب اللهی و چماقدار داره... بدونین که رژیم از کی یاد گرفته راه و رسم چماقداری رو:


  این از عکس اولی که می تونید لوطی و عنتر رو با هم ببینید. شعبان بی مخ (یعنی همون شه بان تاجبخش که محمدرضا شاه با کمک این چماقدار توانست سلطنت رو دوباره با دلارهای آمریکایی و با کمک حضرت آیت الله کاشانی و خدمتهای بی دریغ این شعبان خان بی مخ تاجبش و عنترهای لات و لمپنش پس بگیره)، به همراه عنترهاش ،جلوی خانه دکتر محمد مصدق دارن جای دوست و دشمن را نشون می دن. این عنتر دلقک یکی از نوچه های شعبون بی مخه:


عکس دومی، که شعبون بی مخ داره با کمک نوچه های چماقدار خودش سر مردم را می تراشه. نگید که رژیم از این شعبان بی مخ یاد نگرفته که سر جوانها را در خیابان بتراشه و مسخره کنه... قربون شاه برم با این شه عبان تاجدارش که خیلی قانونی دکتر مصدق رو سرنگون کرد:


عکس سومی، شعبان تاجبخش (بی مخ)  تحت حمایت نوچه های چماقدارش، در حال پیچاندن کله مردمی است که به حمایت از دکتر مصدق به خیابان آمده بودند. لطفا نگید که رژیم از این شاهنشاه یاد نگرفته که چطور با مشتی اوباش چماقدار مردم رو توی خیابونا تکه پاره کنه... اینجا شعبون بی مخ در حال نشون دادن زور و بازو به ملت ایرانه که دیگه جرأت نکنن توی خیابون به نفع کسی شعار بدن... زنده باد شاه... جاوید شاه... زنده باد شعبون بی مخ چماقدار که با نوچه هاش تونستن مملکت رو از دست دکتر مصدق نجات بدن:



اینجا رو بابا!!! شعبون بی مخ با لشکر چماقدارش زیر چتر حمایت نظامی ها دارن مردم رو لت و پار می کنن. لطفا نگید که رژیم از اینا یاد نگرفته که چماقدارها رو زیر حمایت نیروی انتظامی به جون مردم بیندازه:








ماشاالله اینجا هم شعبون بی مخ داره سرداری سپاه رو به دوش می کشه. اون هم لشکرش که همگی شناخته شده هستن:
















اوه! این دیگه کیه؟ این سکینه قاسمی معروف به پری بلنده است یکی از زنان شهر نو تهران که سلطنت طلب بود و خانه های فساد را اداره می کرد و بسیار معروف بود و در کودتای 28 مرداد به همراه چماقدارهای شعبان بی مخ علیه دکتر مصدق شعار می داد و مردم را کتک می زد. پری بلنده بعد از انقلاب تیرباران شد:



و آخرش هم اینجا که شبعون خان زیر سایه حضرت کاشانی که با کمک همدیگه شاه رو برگرداندن توی قدرت. به به، روحانیون مرتجع به همراه لات و لمپن های شعبان بی مخ، محمد رضا را نجات دادند، البته با کمک آمریکا:





منبع: این مطلب از یکی از بحث های گفتگوی آزاد فروم پرنیان برگرفته شده است.

۱۳۹۱ مهر ۲۸, جمعه

هم اکنون ،ستاد جنگ نرم آغا!

فکر کنم کوچولویی که شلوار زرد پوشیده همون آیدا افشار باشه!
از ساعتی پیش سربازان گمنام جنگ نرم در لبیک به آغاشان حملات جدیدی را به بالاترین ،این ابزار شوم استکبار جهانی که مایه ی همه ی گرانی ها ،تحریم ها و بدبختی های ملت ایران است ،آغاز کرده اند. در راس این سربازان گمنام دلاوری با آی دی ayda_afshar قرار دارد!

۱۳۹۱ مهر ۲۰, پنجشنبه

سقوط مطلق!





عکسی از سال ۱۹۶۴ 
کشور مجارستان که پول 
این کشور را از فرط 
بی ارزشی با جارو از 
کف خیابان ها جمع
می کردند.